خرید بک لینک
خدمات حسابداری – حسابرسی در شرکت خدمات مالی و مالیاتی:– تهیه و تنظیم صورت های مالی ، قیمت تمام شده ،گردش موجودی و صورت جریان وجوه نقد-آموزش نیروی حسابداری و حسابرسی به صورت خصوصی با پروژه های عملی-اعزام مدیر مالی و پرسنل حسابداری و حسابرسی به صورت پاره وقت وتمام وقت-اصلاح حساب-ارائه گزارشات رسمی جهت ارائه به مراجع قضایی و سفارتخانه ها(فارسی – لاتین)-انجام هر گونه پروژه مالی بعنوان مشاوره جهت تعیین استطاعت و صحت و سقم گزارشات مالی اشخاص حقیقی و حقوقی در ایران به در خواست کمپانی های خارج از کشور-استقرار سیستم بهای تمام شده و سیستم مالی و حسابداری در شرکت ها بصورت کاملا عملی و سیستماتیک همراه با ارائه آیین نامه مالی و چارت سازمانی-انبارگردانی و پلاک کوبی دارایی های شرکت ارایه تراز سود و زیان-حسابرسی مالی ،مالیاتی، ضمنی ، داخلی و عملیاتی-ارایه راهکارهای مدیریتی جهت شفاف سازی برنامه مالی و تجاری شما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1402 ساعت: 20:35

روش ثبت و بررسی از مرجع نوشتن طبق کپی رایت بررسی از مرجع دفاتر طبق کپی رایت بررسی از مرجع روزنامه طبق کپی رایت وکلhttp://روش ثبت و بررسی از مرجع نوشتن طبق کپی رایت بررسی از مرجع دفاتر طبق کپی رایت بررسی از مرجع روزنامه طبق کپی رایت وکل ابتدا باید بتوانیم رویداد های مالی را به خوبی تجزیه و تحلیل کنیم و حسابهای بدهکار و بستانکار را از هم به خوبی تشخیص دهیم و بتوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:31

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 9:07

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 9:07

دلِ خسته، بر من بدرود گفت و به سوی خانهِ خوشبختی رهسپار شد. هنگام ورود به شهر مقدسی که روحش خجسته می خواند و می پرستید، در شگفت شد که چگونه است آنچه در خیال خود می پنداشت، در آن شهر نمی یافت. در شهر نه قدرتی بود، نه ثروتی و نه ریاستی. و قلب من از دختر عشق پرسید: ای عشق، خرسندی ام را کجا خواهم یافت؟ شنیده ام، به اینجا آمده ام تا در کنار تو باشد. و دختر عشق پاسخ گفت: خرسندی بهر موعظه بدان شهر رفته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:06

#لیاقت نداشتیم بانـــو برای نوکری ات...

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:52

از این ستون
تا آن ستون...
و ما رسیدیم به ستون بعدی
#مرگ ایستاده بود به انتظارمان
شاید مرگ
فرجی بود
برای گرهی بزرگ به نام زندگی!

درخت محافظه کار است

منیر حسین پوری


برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 3:21

روز اول حادثه، حرارت در زیر آوار 600 درجه تخمین زده شد و اکنون بعد از گذشت 6 روز هنوز دمای هوا در زیر آوارها بسیار زیاد است. روز گذشته این دما 480 درجه سانتی گراد اعلام شد. این دما، آنقدر زیاد است که وقتی بیل های مکانیکی قطعه ای از آهن ها را از زیر آوارها بیرون می کشند، آهن کاملا گداخته است. در این شرایط اما، آتش نشان ها امروز قرآنی را از زیر آوار ساختمان پلاسکو خارج کردند که در شرایطی که آهن مذاب می شود، قرآن سالم مانده است. مردان آتش، خسته در هوای سرد امروز تهران در حال جستجو در زیر آوارها بودند تا شاید بتوانند پیکر مطهر یکی از همکاران خود را پیدا کنند. در زیر آوار اما، قرآنی یافت شد که سالم مانده است... منبع: فراروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: شنبه 23 بهمن 1395 ساعت: 1:03

سر کوه بلند آمد سحر باد. ز #توفانی که می آمد خبر داد. درخت و سبزه لرزیدند و لاله به خاک افتاد و مرغ از چهچه افتاد. سر کوه بلند ابر است و باران. زمین غرق گل و سبزه ی بهاران. گل و سبزه ی بهاران خاک و خشت است برای آنکه دور افتد ز یاران سر کوه بلند آهوی خسته شکسته دست و پا، غمگین، نشسته. شکسته دست و پا درد است، اما نه چون درد دلش کز غم شکسته سر کوه بلند افتان و خیزان چکان خونش از دهان زخم و ریزان، نمی گوید پلنگ پیر مغرور که پیروز آید از ره یا گریزان سر کوه بلند آمد عقابی. نه نه هیچش ناله ای، نه پیچ و تابی. نشست و سر به سنگی هِشت و جان داد؛ غروبی بود و غمگین آفتابی. سر کوه بلند آمد حبیبم. #بهاران بود و دنیا سبز و خرم. در آن لحظه که بوسیدم لبش را نسیم و لاله #رقصیدند باهم. مهدی اخوان ثالثادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: شنبه 23 بهمن 1395 ساعت: 1:03

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَ خدایا! بیامرز براى من آن #گناهانى را که پرده حرمتم می درد، خدایا! بیامرز براى من آن گناهانى را که کیفرها را فرو می بارند، خدایا! بیامرز برایم گناهانى را که نعمت ها را دگرگون می سازند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانى را که دعا را باز می دارند، خدایا! بیامرز برایم گناهانى که بلا را نازل میکند...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 9:46

#گرگ ها خوب بدانند در این غریب؛

گر #پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز...


پی نوشت: .. در اثنای عوض کردن پیراهن عزا، اندکی پس از فرو کش کردن آن همه موج اشک و آه ، و پیش از شروع یاوه گویی های اندکی کور دل...
امروز از جنگ و فقر و فشار سخن می گوید، آن نسلی که نبودند و ندیدند و نخواندند زندگی ات را ... نسل سوم چهارم انقلاب تو را !
روحت شاد پدر.

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 9:46

یک بار فاطمه پرسیده بود: - مامان چرا الهام به عمه ملوک نمی گه مامان؟ به عمو علی هم نمی گه بابا؟ - پس چی میگه؟ - به مامانش میگه "عمه"، به باباشم می گه "عمو". مثل من! دل سوسن ریش ریش شده بود. مامان نمی توانست برای دختر کوچکش بگوید که دختر عمه ها به خاطر دل تو و داداش علیرضاست که جلوی شما بابای خودشان را "عمو" صدا می زنند. ... به قولش وفا کرده بود. دقیقا هفت سال بعد، در همان روز سی تیرماه 1374 ، سوسن پایش لیز خورد و در قسمت عمیق رودخانه افتاد... خاله منصوره فاصله زیادی داشت و تا به او برسد، و سوسن... دایی مظفر دست و پا می زد. سوسن مرده بود. فاطمه یازده ساله بود و علیرضا هشت ساله... هفت - محسن صادق نیا | بر اساس زندگی شهید سرلشگر مصطفی پژوهندهانتشارات سوره سبز لینکادامه مطلب

برچسب: محسن هفت سنگ,رادیو هفت محسن میرزاده,هفت ترانه محسن یگانه, نویسنده: آرین صادقی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 22:23

نه غمگینم، نه در وجودم شادی ست نه محصورم، نه میل به آزادی ست، چرخیدن و چرخیدن تا... چرخیدن! این شیوه ی #آسیاب_های_بادی ست.. (رباعی از مجموعه ی "مردی که نرفته است برمی گردد") سید مهدی موسوی لینکادامه مطلب

برچسب: آسیاب های بادی,آسیاب های بادی و آبی,آسیاب های بادی ایران, نویسنده: آرین صادقی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 22:23

حـــرف و درد و هزار آه و افسوس! - این ها را می توانستی در نگاه خسته اش بخوانی. از هیبت چشمان بیدارش، از شانه های دردمندش، از دست و پا های پینه بسته و... نهایت، چروک های صورت خیسش. - خاطراتِ خاک خورده پدر بزرگ، یا آلرژی فرزندانش را تحریک می کرد، یا شاید برای همسرِ جناب مدیر عامل ناشناخته بود گذشته ی پدر شوهرش! نتیجتا این شد که پدر بزرگ به همان غرولند و ایراد و بهانه ها اکتفا کرد. –امان از پیری! - اکتفا کرد و از خانه بیرون زد، خرج دود آخرین پسر ناخلف را کارت به کارت ... اکتتفا کرد و جلوی گریه را گرفت، روبروی ناز و کرشمه آن -تافته جدا بافته-، از شان و شعور و احترام تفهیم نشده فرزندانش به فرزندانشان، از چه ها و که ها و آن ها که آمدند و خوردند و ریختند و بردند و رفتند... اکتفا کرد به لبخند لاغر اندامی در پی بد و بیراه مشتی جوانِ مستِ لایعقلِ تفکر، به لباس پیامبر... اکتفا کرد به سکـــوت... به چشمان همیشه خیس و گونه های همیشه خشک. اکتفا کرد به نگاه... این پدربزرگ هم شبیه آن یکی دیگر یک روز ریق رحمت را سر می کشد، بی آنکه کسی بداند که بود؟ چه کرد و به کجا رسید؟ فردا آن روز کذایی چند هفته پسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 22:23

یک #کلبه ی خراب و کمی #پنجره یک دره آفتاب و کمی #پنجره ای کاش جای این همه دیوار و سنگ آیینه بود و آب و کمی #پنجره در این سیاهچال سراسر سوال چشم و دلی مجاب و کمی #پنجره بویی ز نان و گل به همه می رسید با برگی از کتاب و کمی #پنجره موسیقی سکوت شب و بوی سیب یک #قطره شعر ناب و کمی #پنجره تازه ها قیصر امین پورادامه مطلب

برچسب: غزل پنجره, نویسنده: آرین صادقی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 22:23

صفحه بندی